الشيخ البهائي العاملي
583
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
ايشان دهند صحيحنيست [ 1 ] و محلّل كسى است كه ميان دو كس كه گرو مى بندند در مى آيد ، اگر بر هر دو يا بر يكى از ايشان سبقت نمود او عوض مىگيرد ، و اگر سبقت نكرد غرامت نمى كشد . نهم : علم بعدد تيرانداختن [ 2 ] و در محاطّه و در مبادره [ 3 ] خلاف است . [ 4 ] دهم : علم به عدد زدن تير برنشانه ، مثل آنكه گويد : هر كه هرپنج تير از جملهء بيست تير برنشانه زند عوض از او باشد . يازدهم : علم به صفت زدن ، مثل آنكه شرط كند كه تير از نشانه بگذرد ، يا بر نشانه خورد ، يا پيش نشانه بيفتد ، يا بر جانب نشانه بخورد ، يا برنشانه خورد به هرطريقى كه باشد و با اطلاق منصرف به اخير مىشود . دوازدهم آنكه : هردو در عدد و زدن و ساير احوال مساوى باشند . سيزدهم آنكه : عالم باشند به قدر نشانه به مشاهده يا به تقدير ، چه نشانه مختلف مى باشد . چهاردهم : تعيين اندازه [ 5 ] پس اگر معيّن نباشد صحيح نيست . پانزدهم : پيشدستى كردن به تير زدن برنشانه نه بردور انداختن ، پس اگر گويد عوض از كسى باشد كه دور تر بيندازد صحيح [ 6 ] نيست . شانزدهم آنكه : ابتداى مسافت و انتهاى آن مشخّص باشد پس اگر مجهول باشد صحيح نيست . هفدهم آنكه : زدن نشانه ممكن باشد ، پس اگر ممكن نباشد - چون زدن از پانصد ذراع راه - صحيح نيست .
--> [ 1 ] - على الاحوط . ( تويسركانى ) [ 2 ] على الاحوط . ( تويسركانى ) [ 3 ] مبادرت اين است كه بگويند هركس از بيست تير پنج تير مثلًا به نشانه زند سابق باشد ، و محاطّه آن است كه بگويند هركس در بيست تير بيشتر به نشانه بزند او سابق باشد . ( يزدى ) [ 4 ] يعنى در وجوب تعيين اينكه مراعات به نحو محاطّه باشد يا مبادره خلاف است ، بعضى گفتهاند لازم است و بعضى لازم نمىدانند و از جهت انصراف اطلاق به محاطّه و اظهر اين است كه هرگاه انصراف باشد لازم نيست والّا بايد معيّن كند . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى ) [ 5 ] يعنى اندازهء مسافت . ( يزدى ) [ 6 ] صحّت مانعى ندارد . ( نخجوانى ، يزدى )